صفحه اصلی      زندگی نامه علامه عسکری     کتابخانه    سخنرانی ها     مصاحبه ها     مناظرات    فیلم     عکس    بزرگداشت ها      پژوهشکده      پرسش و پاسخ       درباره موسسه      ارتباط با ما

علاّمه ‌آیه‌ اللّه‌ مرتضی‌ عسكری، در سال‌ 1293 هجری‌ خورشیدی‌ در شهر سامرا پای‌ به‌ عرصه‌ هستی‌ نهاد. خانواده‌ او، روحانی‌ و ایرانی‌ الاصل‌ و اهل‌ ساوه‌ بودند. گویا، دست‌ تقدیر، والدین‌اش‌ را به‌ این‌ شهر كشانده‌ بود تا در جوار قدسی‌ امام‌ هادی‌ و امام‌ عسكری(علیهماالسلام) سكنا گزیند. ‌چرخ‌ روزگار، در اوان‌ كودكی، گَرد یتیمی‌ بر چهره‌اش‌ نشاند و وی‌ را از گرمای‌ مهر والدین‌ محروم‌ كرد. ‌در دَه‌ سالگی، او را به‌ امید روزی‌ كه‌ خوشه‌چین‌ دامن‌ معرفت‌ مكتب‌ امامت‌ گردد و جهان‌ اسلام‌ از كام‌ زلال‌ او بهره‌ور شود، به‌ مدرسه‌ی‌ علوم‌ دینی‌ فرستادند. ‌جدّ او آیه‌ اللّه‌ میرزا محمّد شریف‌ عسكری‌ تهرانی‌ (معروف‌ به‌ خاتمه‌ی‌ محدثین) بود. وی، سیره‌ این‌ صالح‌ را سرمشق‌ خود كرد تا روزی‌ شیوه‌ سلف‌ را احیا كند و تداوم‌ بخشد و این‌ گونه‌ بود كه‌ شد آن‌ چه‌ كه‌ شد: علامه‌ای‌ شهیر در دوران‌ معاصر. او، شیفته‌ی‌ كتاب‌ بود و آموختن. بویژه‌ به‌ مطالعه‌ی‌ كتاب‌های‌ تاریخی‌ و سفرنامه‌ها عشق‌ می‌ورزید. دوران‌ جوانی‌اش‌ در كتابخانه‌ی‌ جدش‌ - كه‌ وكیل‌ میرزای‌ شیرازی‌ بود - در میان‌ انبوه‌ كتب، سپری‌ شد و در بحر نوشته‌ها، از بام‌ تا شام، شنا كرد و مروارید هدایت‌ صید نمود. ‌آیه‌ اللّه‌ عسكری‌ در سال‌ 1310 در دوران‌ مرجعیّت‌ ستیغ‌ آفتاب‌ تابان‌ علم‌ و فقاهت، مرحوم‌ آیه‌اللّه‌ العظمی‌ حاج‌ شیخ‌ عبدالكریم‌ حایری‌ به‌ قم‌ آمد و دروس‌ سطح‌ و مباحث‌ اخلاق‌ و تهذیب‌ و كلام‌ و تفسیر را نزد آیات‌ عظام‌ مرعشی، شریعتمدار ساوجی، پایین‌ شهری، امام‌ خمینی، حاج‌ میرزا خلیل‌ كمره‌ای(رضوان‌الله‌علیهم)، تلمّذ كرد. ‌وی، مدّت‌ چهار سال‌ در قم‌ ماند و همگام‌ با سیّدمحمود طالقانی، طرحی‌ نو برای‌ تحصیل‌ و تعلیم‌ و تفسیر علوم‌ قرآنی‌ پی‌ ریخت‌ كه‌ این‌ طرح‌ با مخالفت‌ رو به‌ رو شد و همین‌ مسئله، موجب‌ شد از قم‌ به‌ سامرا برود و دروس‌ خارج‌ را در عراق‌ به‌ اتمام‌ برساند. ‌او، در مدّتی‌ كه‌ در عراق‌ به‌ سر می‌برد، در محله‌های‌ مختلف‌ به‌ منبر می‌رفت‌ و كلاس‌های‌ درسی‌ دانشجویان‌ و طلاب‌ را‌ اداره‌ می‌كرد. در چنین‌ احوالی، اوضاع‌ شهر به‌ شدت‌ نگران‌ كننده‌ بود و تهاجم‌ فرهنگی‌ و اشعائه سكولاریسم‌ و تبلیغات‌ ناسیونالیسم ‌گرایی‌ و ماركسیستی‌ در عراق‌ اوج‌ می‌گرفت. علاّمه‌ی‌ عسكری، در شرایط‌ حادّ جامعه‌ی‌ آن‌ روز به‌ خاطر استبداد و خفقان‌ شدید حزب‌ حاكمه‌ بعث، روانه‌ی‌ بیروت‌ شد و هر چند خانواده‌اش‌ از چنگ‌ این‌ رژیم‌ در امان‌ نماند، امّا او به‌ لطف‌ خدا به‌ ایران‌ آمد و در این‌ سرزمین‌ ماندگار شد. ‌اكثر آثار علاّمه‌ی‌ عسكری، در كشورهای‌ عربی، بخصوص‌ در كشور مصر. منتشر و مورد استقبال‌ اسلام‌ پژوهان‌ قرار گرفته‌ است. برخی‌ از آثار علامه، به‌ زبان‌ انگلیسی‌ نیز ترجمه‌ شده‌ است. از ویژگی‌های‌ كتاب‌های‌ علاّمه‌ی‌ عسكری، بیان‌ روشن‌ و واضح‌ و نثر بسیار روان‌ و سلیس‌ آن‌ها است‌ كه‌ خواننده‌ را به‌ سوی‌ خود می‌خواند. ‌علاّمه‌ سیّد مرتضی‌ عسكری، دارای‌ تألیفات‌ فراوانی‌ به‌ زبان‌های‌ عربی‌ و فارسی‌ است. او افزون‌ بر بررسی‌ كتب‌ شیعه، احادیث‌ و روایات‌ اهل‌ سنّت‌ را نیز مورد بررسی‌ قرار داده، به‌ گونه‌ای‌ كه‌ این‌ آثار، مرجع‌ و منبعی‌ قابل‌ اعتماد برای‌ آنان‌ به‌ شمار می‌رود. كوشش‌های‌ علامه‌ی‌ عسكری‌ برای‌ مصون‌ ماندن‌ اسلام‌ از تحریف، مورد تقدیر هر دو مكتب‌ قرار گرفته‌ است. ‌اكثر آثار علاّمه‌ی‌ عسكری، در كشورهای‌ عربی، بخصوص‌ در كشور مصر. منتشر و مورد استقبال‌ اسلام‌ پژوهان‌ قرار گرفته‌ است. برخی‌ از آثار علامه، به‌ زبان‌ انگلیسی‌ نیز ترجمه‌ شده‌ است. از ویژگی‌های‌ كتاب‌های‌ علاّمه‌ی‌ عسكری، بیان‌ روشن‌ و واضح‌ و نثر بسیار روان‌ و سلیس‌ آن‌ها است‌ كه‌ خواننده‌ را به‌ سوی‌ خود می‌خواند. ‌برخی‌ از كتاب‌های‌ ایشان، به‌ شرح‌ زیر است: عقاید اسلام‌ در قرآن‌ كریم؛ ‌نقش‌ عایشه‌ در تاریخ‌ اسلام؛ مصحف‌ در روایات‌ و اخبار؛ امامان‌ این‌ امت‌ دوازده‌ نفرند؛ گریه‌ بر میّت‌ از سنت‌های‌ رسول‌ خدا(صلّی‌اللّهُ علیه‌وآله‌وسلّم) است؛ بداء یا محو و اثبات‌ الهی؛ آیه‌ی‌ تطهیر در كتب‌ دو مكتب؛‌ عصمت‌ انبیاء و رسولان؛ ازدواج‌ موقت‌ در اسلام؛ آخرین‌ نماز پیامبر؛‌ صفات‌ خداوند جلیل‌ در مكتب؛ ادیان‌ آسمانی‌ و مسئله‌ی‌ تحریف؛ سقیفه؛ معالم‌ المدرستین؛ بزرگداشت‌ یاد انبیاء؛ عدالت‌ صحابه؛ عبداللّه‌ بن‌ سباء و دیگر افسانه‌های‌ تاریخی؛ حكم‌ بازسازی‌ قبور انبیا و اولیا و عبادت‌ در آن‌ها؛ جبر و تفویض‌ و اختیار و قضا و قدر؛ نقش‌ ائمه‌ در احیای‌ دین؛ صد و پنجاه‌ صحابی‌ ساختگی.

 

 

سلسله سخنرانی های حضرت آیت الله علامه سید مرتضی عسکری

3

موضوع سخنرانی سوم:

درگیری پیامبر با كفار قریش در ابتدای بعثت، شأن نزول سوره كوثر، آیه تطهیر و شأن نزول آن، محبت پیامبر به حضرت زهرا و لقب ام ابیها، رفتار پیامبر بعد از نزول آیه تطهیر، بحث روز: مجلس خبرگان، پرسش و پاسخ

 

 

 

      
1   2   3   4

 


 

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب ‌العالمین و الصلاة و السلام علی خاتم ا‌لانبیاء و افضل ا‌لمرسلین محمد وآ‌له ا‌لطاهرین.

برنامه ما اگر مناسبت دینی باشد از آن صحبت می‌كنیم بعد از آنچه مقتضی است در جامعه چیزی باشد روشنگری باید بشود در آخر هم سوال و جواب.درباره وفات حضرت زهرا(ع) مفصل سخنرانی شد. امروز از ولادت حضرت زهرا(ع) سخن می‌گوییم.

«بسم الله الرحمن الرحیم *انا اعطیناك الكوثر* فصل لربك و انحر* ان شانك هو الابتر»

پس از آنكه خداوند تبارك و تعالی خاتم پیامبران را در مكه مبعوث فرمود «هو الذی بعث فی الامیین رسولاً منهم یتلو علیهم ایاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمة» رسالت پیامبر متوقف بود بر اینكه بتهائی كه آنها می‌پرستیدند شریك خدا می‌دانستند درست هم مثل اینكه روشن نبودند بعضی‌ها می‌گفتند اینها اشكال ملائكه هستند صورت ملائكه‌اند، ملائكه بنات الله هستند، لات، عزی، منات اسلام نمی‌شود تبلیغ بشود مگر در صورتی كه ثبت شكسته شود تائب هست، عقیدة به بُت هست خدای واحد و اَحد پرستیده نمی‌شود، لذا پیامبر با آنها سخت درگیر بود در این جهت حرف آنها هم منطقی نبود، ایمان نمی‌آوریم تا بروی به آسمان و خدا و ملائكه را بیاوری، چیزهای محال و نشدنی، به هیچ وجه پیامبر خواسته آنها را نمی‌داد، نمی‌توانست بدهد، یكبار بزرگان قریش آمدند خدمت پیامبر گفتند: بیا مصالحه كنیم یك سال شما خدایان را بپرست، ما هم یكسال خدای شما را، سوره نازل شد: «بسم الله الرحمن الرحیم* قل یا ایها ا‌لكافرون* لا اعبد ما تعبدون* ولا انتم عابدون ما اعبد* ولا انا عابد ما عبدتم* ولا انتم عابدون ما اعبد* لكم دینكم ولی دین» اینها آنچه می‌توانستند عیب‌جویی می‌كردند بر پیامبر، چه عیبی از پیامبر بگیرند؟ معروف بود الصادق الامین همان‌هائی كه قصد كشتن پیامبر را داشتند اموالشان را نزد پیامبر گذاشته بودند به همدیگر اطمینان نداشتند طلا و نقره‌ای را كه داشتند نسب پیامبر عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف، همه خدمت كرده به عرب، به قریش، مهمانداری حجاج و.....پس در نسب پیامبر نمی‌توانستند چیزی بگویند، یگانه فرزند پسر حضرت وفات كرد در عرب قاعده است حالا در شاهنشاهی هم همین طور است. در عرب هم همین طور بود جای هر كس را فرزندش می‌گرفت جای هاشم را عبدالمطلب جای عبدالمطلب را ابوطالب گرفت این قاعده بود اینها از روی نفهمی پیامبری را هم اینطور حساب می‌كردند و می‌گفتند این نسل ندارد پیامبر وارد خانه خدا شد آنوقت عرب قبائل قریش گروه گروه می‌نشستند یعنی قبیله قبیله در خانه خدا گفتگو شد عاص بن وائل (پدر عمروعاص) گفت: رهایش كنید او ابتر است (دم بریده) نسل ندارد، عمرش تمام می‌شود از دستش راحت می‌شویم، خب این حرف در قریش جا می‌افتاد، چه عیب‌جویی از پیامبر بكنند بلاغت، فصاحت، جود و... عیبی نبود، حالا این عیب را برایش پیدا كردند این سوره در جواب آنها آمده است. «بسم الله الرحمن الرحیم*انا اعطیناك الكوثر* فصل لربك و انحر* ان شانئك هو الابتر» كوثر بمعنای اكثر است نسل زیادتر، انحر یعنی نحر خودت را به خدا بگیر یا قنوت كردن است. قنوت رو به خدا و دعا كن در نماز یا بطور كلی به نماز بایست نحر خودت را مقابله قبله بگیر «ان شانئك هو الابتر» عیب‌جوی شما خودش دم بریده است، نسلش قطع می‌شود عاص پدر عمروعاص بود انواع كتاب انساب داریم پسر عمروعاص عبدالله است بعد نسل او قطع شد.

نسل پیامبر از حضرت زهرا(ع) است نمی‌توانیم كشوری شهری برویم كه در آن از این نسل مبارك علویین فاطمیین در آن نباشد این كوثر در كتاب عقاید الاسلام در بحث جزای روز قیامت بیان داشتیم كه عمل انسان در این دنیا در روز قیامت مجسم می‌شود «لیروا اعمالهم» تا عمل خودشان را ببینند ما در دنیا گندم می‌كاریم خب گندم درو می‌كنیم جو می‌كاریم جو درو می‌كنیم درخت سیب نشاء می‌كنیم سیب برداشت می‌كنیم آخرت هم تجسم اعمال است این عمل ما در این دنیا روز قیامت یا میوه بهشتی می‌شود یا آتش جهنم خود عمل ماست «لیجزوا ما كانوا یعملون» همان عمل ماست آنهایی كه در این دنیا به این نسل مبارك به فاطمه زهرا(ع) به امام حسن(ع) به امام حسین(ع) به 9 فرزندش نخیر پایین تر به امامزاده‌ها حتی شاید سادات را هم شامل می‌شود به محبت پیامبر نیكی كنند تجسم این عمل در قیامت حوض كوثر است خداوند از آن به ما عنایت كند.

آیات دیگری هم هست كه درباره و در شأن و در معرفی حضرت زهرا(ع) با پدر بزرگوارش پیامبر خاتم، شوهرش پسر عمویش علی بن ابیطالب(ع) وصی پیامبر دو فرزندش امام حسن(ع) و امام حسین(ع) است مانند: «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» این است و جز این نیست كه خداوند باری تعالی اراده فرموده است تا شما اهل بیت را مطهر گرداند، هر پلیدی را از شما دور كند، گناهان در درجه اول، بعد اخلاق زشت «ویطهركم تطهیرا» در این خصوص كتابی تالیف كردم بنام حدیث كساء پیامبر در خانه ام سلمه بود آثار رحمت خدا را دید گفت: «ادعوا ‌لی اهلی» عرض كردند: اهل شما كیست؟ فرمود: علی، فاطمه، حسن، حسین صلوات الله علیهم اجمعین، آمدند امام حسن(ع) و امام حسین(ع) روی دو زانوی پیامبر، علی(ع) و فاطمه(ع) پشت سر، كساء (روپوش، عبا) یمانی را روی خودشان كشید فرمود: «اللهم هولاء اهل بیتی» جبرئیل نازل شد آیه را آورد ام سلمه خودش روایت می‌كند، عرض كردم یا رسول الله من از اهل بیت شما نیستم؟ فرمود؟ «انك الی خیر» شما بانوی خوبی هستید، ولی اهل بیت نیستی، اهل بیت اینها هستند، این آیه دلالت بر عصمت می‌كند، آنها معصوم هستند از هر پلیدی اخلاقی، فعلی، عملی، از هر چیز، در اینجا یك نكته خیلی دقیقی است می‌خواهم برای شما بیان كنم، آیه تطهیر در میان آیاتی است كه درباره نساء النبی آمده است چرا؟ چرا اینجا آمده است؟ آن آیات ازواج نیست كه حضرت زهرا(ع) از آنها خارج بشود نساء است و نساء النبی اطلاق به حضرت زهرا(ع) هم می‌شد هم چنانكه در آیه مباهله آمده: «قل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائكم و نساءنا و نسائكم» نساءنا فاطمه زهرا(ع) است آن آیات باید در اینجا حضرت زهرا(ع) از آن نساء استثناء بشود، سوره‌های بزرگ قرآنی در بحث علوم قرآنی دو گونه نازل می‌شد یكی یك سوره از اول تا آخر یك جا نازل می‌شد مثل سوره واقعه، سوره الرحمن و .... سوره‌های بزرگ مانند سوره‌های بقره، آل عمران دسته دسته آیات به تناسب نازل می‌شد، یا یك آیه نازل می‌شد، جبرئیل از جانب خداوند تبارك و تعالی به پیامبر هم آیه را با وحی نازل می‌كرد هم جای آن را تعیین می‌كرد پیامبر هم به صحابه می‌گفت، صحابه هم می‌نوشتند، پس آیه تطهیر در میان آیات نساء النبی است دو حكمت دارد، یك حكمت این است كه معلوم بشود فاطمه زهرا(ع) از آن بانوان نیست استثناء دارد یك حكمت خیلی لطیف دیگری هم دارد و آن این است كه خداوند شریعتش را با دو وحی نازل می‌كرد یك وحی قرآنی كه لفظ و معنا از خدا بود جبرئیل نازل می‌شد «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك وان لم تفعل فما بلغت رسالته» اما آن رسالت چیست؟ در آیه نیست با وحی غیر قرآنی معنا بر پیامبر نازل می‌شد، «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك فی علی» فی علی با وحی غیر قرآنی می‌آمد، چرا؟ تا آنكه قرآن محفوظ بماند والا فی علی اگر در قرآن بود آنانكه خلافت را بردند نمی‌گذاشتند قرآن محفوظ بماند، معاویه كه با حضرت امیر جنگ می‌كرد چقدر اخبار دروغ درباره حضرت امیر جعل كردند، مفصل است لذا این آیه بین آیات نساء آمده است تا سالم بماند این نكته دقیقی است كه برای شما بیان كردم، حضرت زهرا(ع) یگانه فرزند پیامبر بود در مكه كه از صلب پیامبر بود، حضرت خدیجه دختران دیگر هم داشت از شوهر سابقش، پیامبر به حضرت زهرا(ع) خطاب می‌كرد ام ابیها، از شدت محبتی كه به حضرت زهرا(ع) داشت، به او خطاب می‌كرد ام ابیها، مادر پدرش روزی حضرت در خانه خدا سجده كرده بود سجده‌های پیامبر طولانی بود ظاهراً ابوجهل، شكمبه گوسفند را روی كمر پیامبر ریخت حضرت زهرا(ع) آمد گریه می‌كرد و اینها را از كمر پیامبر پاك می‌كرد، انسی كه پیامبر با حضرت زهرا(ع) داشت با انسان دیگری نداشت، از مدینه كه می‌خواست بیرون برود آخرین كسی را كه وداع می‌كرد حضرت زهرا(ع) بود، از مسافرت هم كه می‌آمد با اولین كسی كه دیدار می‌كرد حضرت زهرا(ع) بود. مسلمانان در اول اسلام در فقر شدید بودند بعد فتوحات شد و غنائمی كه از یهود بنی قریظه، بنو نظیر، وادی القری، هفت قلعه خیبر گرفتند و ثروتمند شدند، مسجد پیامبر در مدینه صُفّه دارد در این صفه آنهایی كه بی خانمان بودند بی روپوش، بی خواراك بودند آنجا مسكن می‌دادند اصحاب پیامبر برای آنها چیز می‌بردند، بعضی پیراهن آنها تا زانو بود لباس كامل نداشتند، در یكی از جنگها حضرت امیر یك پرده‌ای آورد داد به حضرت زهرا(ع) حضرت این پرده را به در خانه‌اش آویزان كرد، در آن وقتی كه فقرای این چنین هستند، پیامبر می‌آمد در مسجد دو ركعت نماز می‌خواند بعد می‌رفت. در خانه حضرت زهرا(ع) به مسجد پیامبر باز می‌شد پرده را دید برگشت، حضرت زهرا(ع) متوجه شد. در یك روایت دیدم دو دستبند تخته‌ای هم بوده است متوجه شد حضرت زهرا(ع) آن دستبندها را گذاشت روی آن پرده داد به امام حسن(ع) كه طفل كوچكی بود، به جدت بده بگو در راه خدا انفاق كن، یا به فقرا بده (لفظ حدیث یادم نیست) پیامبر فرمود: «فعلت فداها ابوها» ببینید چه محبتی دارند، انجام داد كاری كه باید بكند پدرش به قربانش این كه آیه نازل شد «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» پیامبر در 5 وقت نماز آنوقتی كه صحابه در مسجد جمع شده بودند می‌آمد در این خانه، دو دستش را در دو طرف در می‌گذاشت می‌فرمود: «السلام علیكم یا اهل ا‌لبیت» كه بعضی صحابه می‌گویند 7 ماه آری در همین خانه آتش آوردند.

بحث روز: مجلس خبرگان چه وظیفه‌ای دارد؟ مجلس خبرگان، فقهائی هستند كه مردم آنها را انتخاب می‌كنند، شماها عالم منطقه‌اتان را می‌شناسید، آنهائی را كه فقهای مجلس تشخیص دادند انتخاب می‌كنید آنها اگر رهبری را انتخاب كردند شما انتخاب كردید، بیعت شده، چون حكومت اسلامی شرطش آن است كه حاكم شرع فقیه باشد این اولاً، وزیر بهداری نمی‌تواند غیر طبیب باشد دوم، می‌بایست عادل باشد، سوم: مردم با او بیعت كنند. فقیه عادل به جای خود، من اطلاع دارم از زندگانی آیت الله خامنه‌ای زندگانی ایشان از زندگی من كمتر است و زندگی من از یك زندگی امام جماعت شهر تهران كمتر است ایشان متخصص در امور دولتی هم هستند خبرگان ایشان را انتخاب كردند بیعت هم شده و ایشان حاكم شرع شدند حاكم شرع باید فقیه عادل باشد اعلم شرطش نیست و مردم هم با او بیعت كرده باشند امروزه ضامن اجرای احكام اسلامی آن فقیه است اگر او نبود كه حاكم شرع نداشتیم، حكومت اسلامی نداشتیم، برادران سنی ما می‌گویند با هر كه بیعت كنید می‌شود خلیفه و واجب ا‌لطاعة است ولی ما اینطور نیستیم آنهایی كه در روزنامه‌ها و جاهای دیگر با این كار مخالفت می‌كنند به طرق مختلف اینها حكومت اسلامی را نمی‌خواهند حالا به انواع مختلف بهانه‌جویی می‌كنند و این امتداد كارشكنی‌های دشمنان اسلام در خارج است.

سؤال) جابجایی آیه تطهیر بهانه‌ای است به دست برخی كه شبهه تحریف را مطرح می‌كنند در جواب چه باید گفت؟

جواب) در این خصوص سه جلد كتاب من نوشتم دو جلدش چاپ شده جلد اول 300 صفحه و جلد دوم 800 صفحه و جلد سوم 80 صفحه در زیر حروف چینی، گفتم هر آیه از سوره‌های بزرگ كه نازل می‌شد این در روایات دو مكتب آمده، مكتب اهل البیت و مكتب خلفاء هر آیه از سوره‌های بزرگ كه نازل می‌شد پیامبر نویسندگان را می‌طلبید این آیه می‌بایست در اینجا باشد جبرائیل هم از جانب خدا می‌گفت ثانیاً: اینكه یك آیه كامل «اذا قمتم ا‌لی ا‌لصلاة» تا آخر آیه این یك آیه كامل است اینكه از اینجا جای دیگر گذاشته شود این تحریف نیست جابجا شدن در صورتی كه به معنا ضرر نزد این تحریف نیست، تحریف آن است كه لفظ قرآن را دگرگون كنند تحریف این است یعنی معنای آیه از دست می‌رود اگر این آیه را بردارید بگذارید در سوره بقره معنایش محفوظ است تحریف آن است كه لفظ تغییر كند آیا كسی گفته لفظ این آیه تحریف شده است.

سؤال) آیا اینكه می‌گویند و انحر به معنای این است كه در نماز هنگام گفتن الله اكبر دستها را تا گلوگاه بگیریم درست است؟

جواب) وانحر یك وقت لفظ مانند این است كه «واغسلوا وجوهكم و ایدیكم» غسل شستن است انحر كنایه است یعنی می‌توان این را گفت كه شما نوشتید دستها را بلند كن الله اكبر این را هم گفتند این معنا را از آن فهمیدند این معنای قنوت را هم فهمیدند هیچ مانعی ندارد اگر هر دو هم باشد.

سؤال)اینكه فرمودید پسر عمروعاص عبدالله است بعد قطع نسل شده است توضیح بفرمائید؟

جواب) ما كتاب انساب داریم كه نسب مثلاً علی بن ابیطالب(ع) تا زمان بنی ا‌لعباس بوده علی(ع) چند فرزند داشت فرزندانش چطور داریم یك روز برایتان خواهم آورد خیلی بزرگ است در دانشكده قم گذاشتم یك نفر یك عرب تا زمان بنی‌امیه نیست كه نسبش آنجا نباشد ما به آن كه رجوع می‌كنیم می‌بینیم عمروعاص دُم بریده است.

سؤال) صلوات مخصوص به حضرت زهرا(ع) را بفرمائید؟ آیا این صلوات، اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و...درست است؟

جواب) اصل صلوات اینكه بگوییم اللهم صل، حالا بگوئیم علی محمد و آل محمد این یك جور است اینهم كه شما نوشتید درست است بله، زیبا هم هست، ظاهراً روایت دارد من روایت را ندیدم دلیل نمی‌شود این لفظ، لفظ ائمه است، لفظ عادی نیست.

سؤال) در رابطه اهل كساء حدیث كه از جابر بن عبدالله نقل می‌شود در مفاتیح آیا معتبر نیست؟ اگر معتبر نیست دلیل آن چه می‌باشد؟ به چه دلیل خبرگان باید شرط اجتهاد را داشته باشند؟

جواب) حدیث كساء آنكه گفتم برای شما به حد تواتر رسیده است از روایات مكتب خلفاء و روایات مكتب اهل ا‌لبیت هر دو كه همین بود كه من گفتم، آنكه پرسیده بیاید از من رساله‌اش را بگیرد و این روایت دروغ است و سند ندارد حكمت آن است كه این آیه در خانه ام‌سلمه باشد ام سلمه بگوید من اهل بیت هستم پیامبر بفرماید: نه، تا شامل عایشه و حفصه و.... نشود، حكمت دارد، خود ام‌سلمه روایت می‌كند من برای شما مجسم می‌كنم اینكه پیامبر بیاید دراز بكشد بعد رویش كساء بكشند همه آنها هم یك جور حرف بزنند تا آخر آیا 5 نفر می‌شود زیر یك كساء؟ یك عبا، یك پتو، نمی‌شود 5 نفر بخوانید، بعد روایت سند ندارد یعنی باید كلینی در كافی بگوید حدیثی فلان عن فلان ........تا حضرت زهرا(ع) یا تا حضرت امیر این سند ندارد.

خبرگان را هم گفتم؛ اطباء می‌توانند بگویند فلان طبیب اعلم است مگر نه من می‌توانم بگویم فلان طبیب اعلم است؟! قاعده است هر صنفی خودش را می‌شناسد.

سؤال) فرمایشات شما اشاره به توقیفی بودن سوره‌ها و آیات دارد در مقابل نظر شما عده‌ای از دانشمندان معتقدند كه جمع سوره‌های قرآن توقیفی نیست بلكه اجتهادی است از جمله علامه طباطبائی رضوان الله تعالی علیه از جمله آیه تطهیر و آیه ابلاغ ولایت لطفاً توضیح دهید؟ در خصوص ادله آن؟

جواب) من با علامه طباطبائی دوست بودم من پیش ایشان می‌رفتم، ایشان می‌آمد هر كه سوال كرده به او می‌گویم احسنت دو حرف است یكی سوره‌های قرآن كه اول الحمد باشد دوم بقره باشد سوم آل عمران باشد این یك حرف است یك مطلب دیگر اینكه آیه تطهیر یا آیه ابلاغ در این مكان از سوره مائده باشد دوتاست، من باید بحث 40 صفحه را كه نوشتم برای شما بگویم، نمی‌شود، تاریخش را می‌گویم، پیامبر در مكه هر سوره‌ای كه نازل می‌شد پیامبر هر چه از قرآن برایشان نازل می‌شد دو كار می‌كرد یكی اینكه هر كس از كتبه 28 نفر بودند حاضر بود آیه را با تفسیر می‌گفت می‌نوشتند، چرا می‌گویم تفسیر؟ در قرآن می‌فرماید: «و انزلنا الیك الذكر لتبین للناس ما نزل الیهم» ما قرآن را برای شما نازل كردیم تا شما برای مردم بیان كنید آنچه برای آنها نازل شده است «اقم الصلاة لدلوك ‌الشمس» ما در قرآن نداریم كه نماز صبح دو ركعت است و..... اینها از كجا آمده؟ با وحی غیر قرآنی تفسیر می‌آمده است در همان ساعت، دو وحی قرآنی و غیر قرآنی پیامبر هر دو را به آنهایی كه حاضر بودند بیان می‌كرد می‌نوشتند یك نوشته‌هایی را در خانه خودش داشت به صحابه هم ابلاغ می‌كرد از این رد نمی‌شدیم تا بگوید در این آیات چه علمی است معنایش چیست؟ عملش چیست؟! بعد در زمان پیامبر هزارها قرآن نوشته شده بود این را من ثابت كردم هزارها نفر تمام قرآن را حفظ داشتند این را هم ثابت كردم بعد هر سال ماه رمضان جبرائیل با پیامبر مقابله می‌كرد، آن آیات و سوره‌هائی كه نازل شده بود یكبار جبرائیل می‌خواند پیامبر گوش می‌كرد یكبار پیامبر می‌خواند جبرائیل گوش می‌كرد سال وفات دوبار خواند كه پیامبر فرمود این دلیل بر وفات من است، هزارها قرآن در زمان پیامبر آن طوری كه نازل شده بوده نوشته بودند، (این حرف را نباید بزنم ولی چاره‌ای ندارم باید بزنم) شما نباید به من بگویی فلان عالم چنین گفت شما باید به من بگویی دلیلت چیست، این درست است و حق داری، قرآنی كه هزارها نفر در سال دوم خلافت ابی بكر در جنگ یمامه سه هزار حافظ و قاری قرآن بوده است در یك لشكر مدینه چقدر بودند، مكه چقدر بودند......پس این حرف شدنی نیست محال است بعد خدا می‌فرماید: «انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون» همه چیزش را باید حفظ كند.

 سؤال) برادرم را به یك اردو برده بودند كه در وقت ناهار گربه‌ای وارد سفره محتوی غذا شده بود و مقداری غذا خورده بود مسئول مدرسه آقا روحانی است كه در مدرسه رستگاران مشغول كار است به دانش‌آموزان گفت: ما روایات صحیح داریم كه هر كس در زندگی یكبار هم كه شده غذای پس مانده گربه را بخورد بچه‌ها گفتند: آقا به عقل جور در نمی‌آید، آیا چنین روایتی داریم؟

جواب) اولاً كه گربه نجس نیست آن سگ است كه نجس است بعد این روایت را ندیدم به عقل جور در نمی‌آید باید بگویند روایت را به ما نشان بده اگر این چنین حرفهایی شنیدید بگویید روایت كجاست؟

سؤال) در مورد تاریخ قرآن آیا این مطلب صحیح است كه 10، 12 نفر كاتبان وحی بودند كه فقط دستور داشتند وحی قرآنی را بنویسند وحدیث ننویسند تا لفظ آیه با حدیث مخلوط نشود؟

جواب) دروغ است و این را من ثابت كردم بحث مفصل است امروزحال ندارم.

 

 

 

      
تمامی حقوق مطالب این سایت متعلق به موسسه علامه سید مرتضی عسگری است. هرگونه کپی برداری از آن ممنوع و نقل مطالب با ذکر مأخذ بلامانع است