|
شیخ
مفید
شيخ مفيد در
11 ذي القعده سال 336 هـ.ق تقريبا 7 سال بعد از غيبت کبري
در سويقة ابن بصري از توابع عکبري شمال بغداد چشم به جهان
گشود و در دامان پدر ومادري عاشق و دلباخته به مکتب اهل
بيت عصمت و طهارت پرورش يافت. و افرادي که شيخ مفيد را
درک کرده اند در سيماي ظاهري او چنين گفته اند: (شخص
لاغر اندام و ميان قامت و گندم گون بود) او با 5 واسطه
نسبش به(سعيد بن جبير) مي رسد که از شاگردان و پيروان امام
چهارم بوده که با دريافت معارف از محضر امام سجاد(ع)
دانشمندي بزرگ گرديده و در علم تفسير قرآن چنان گشت که
گفته اند: او نخستين کسي است که در(علم تفسير) کتاب نوشته
است.
هديه اي از سوي يار(لقب
مفيد توسط حضرت(عج)) شيخ مفيد اوضاع زمان خويش را در مسيري منحرف از فرهنگ
اصيل اسلام مي ديد او با جامعه اي روبرو بود که نسل جوانش
دچار انحرافهاي فکري و اخلاقي واقع شده بودند و هر کس در
گوشه اي ادعاي اصلاح جامعه و هدايت آنان را به سوي حق و
حقيقت مي کرد و بعضي از طريق حکمت هندي و فلسفه يونان و
بعضي از طرق عارف و سوفي و خانگاه دار و... مکتبهاي فاسد
را تبليغ مي کردند و اسلام را با زنگار و جهل و گمراهي و
سياهي انحرافات خود را مي پوشاندند و بدعت ها را به جاي
سنت صحيح به مردم مي رساندند. به همين دليل شيخ مفيد
مرد بلند همت با تلاش و کوشش طاقت فرسا و ايمان محکم دست
به قيام بزرگي زد و با تأليف و تدريس و تربيت شاگردان و
حضور در مجالس و محافل مخالفيت براي مناظره، معارف حقه را
به مردم مي رساند و آنان را از انحرافات و بدعت ها نجات
داده و به سوي ولايت و امامت دعوت مي کرد که اين امر مايه
سربلندي شيعيان نيز شد تا آنجا که فرقه هاي بسيار زيادي به
دست او هدايت يافتند و شاگردان بسياري از فرق و مذاهب
مختلف از محضرش بهره مند شدند بدين جهت است که ابن کثير مي
نويسد: بسياري از دانشمندان فرقه هاي مختلف در مجلس او
حاضر مي شدند. شمع وجود شيخ مفيد از جهات مختلف سود
مند بود و حضرت بقية الله(عج) او را ملقب به«مفيد» گردانيد
و حقاً او براي شيعيان و ديگران مفيد بود جون مفيد يعني
سودمند براي امام زمان(عج) و آموزنده و فايده رسان براي
ديگران تا جاي که نام اين بزرگ مرد و نابغه اسلامي سر تا
سر اسلام را فرا گرفت و از خراسان و ماورا النهر و اندلس
به سويش مکاتبه مي کردند و از وجودش بهره مي بردندو
مشکلاتشان حل مي شد. به طوري که صاحب کتاب روضات
الجنات مي نويسد: پس از مفيد کسي به نام (مفيد) شهرت
نيافته است و بايد گفت لقب مفيد ويژه اوست.
نام و نسب و شهرت کنيه اش ابوعبدالله و نامش محمد و نام پدرش محمد و نام
جدش نعمان است و نسب او به طوري که نجاشي در رجالش آورده
به يعرب بن قحطان که ريشه تازيان بدو مي پيوندد مي رسد، وي
از قبيله هارث و شهرتش مفيد و يا شيخ مفيد و يا به مناسبت
آنکه پدرش محمد ملقب به معلم بوده او را(ابن المعلم) مي
گفته اند و بلکه بعضي او را به همين لقب مي شناخته و در
کتب خود به همين لقب معرفي کرده اند و سبب شهرت او به مفيد
به مناسبت مناظره اي بود که با يکي از رجال اهل سنت نمود.
عقيده دانشمندان
بالجمله شيعه و سني او
را به عظمت و دانش و رياست و بزرگواري شناخته اند و ستوده
اند. علامه حلي او را چنين معرفي مي کند: محمد بن
محمد بن نعمان ملقب به مفيد و معروف به (ابن معلم) از
بزرگوارترين مشايخ شيعه و رئيس و استاد آنها بوده و همه
علماي بعد از او از وي استفاده برده اند و برتري او درفقه
و کلام و روايت مشهورتر از آن است که وصف شود، او اوثق
زمان خود و عالم ترين آنها بود.
اساتيد و مشايخ مفيد اصلاً از مردم عکبري بر وزن مرتضي که ازتوابع بغداد
ودر فاصله 10فرسخي آن واقع شده بود. از آنجا به اتفاق پدرش
براي کسب کمال به بغداد آمده و به حوزه درس ابوعبدالله
جُعَل متوفي 369 که از افاضل و دانشمندان بوده حضور يافته
وچندي از محضر نامبرده استفاده کرده و پس از او به محضر
ابو ياسر حضور مي يافته و چون او گاهي از اوقات از عهده
اعتراضات و پاسخ آنها بر نمي آمده معظم له را به مجلس علي
بن عيسي رماني که از متکلمين به نام عصر بوده هدايت نموده
و بالاخره نام برده تمام محاضر و اساتيد عصر را درک کرده
تا مقامات علم و دانش را از هر لحاظ حائز شده و به أخذ
اجازه هدايت و روايت از دانشمندان شيعه و سني نائل آمده.
مشايخ وي علاوه بر ابوعبدالله جعل عبارتند از: شيخ
جعفر بن قولويه که بيشتر اوقات روايات وي مستند به ايشان
است و شيخ صدوق و ابوغالب زُراري و احمد بن محمد بن وليد و
ديگران.
شاگردان
در آن وقت که خورشيد
تابان علم و کمال وي آسمان علم و دانش را منور ساخت از همه
جا ظالبان دانش به جانب وي کوچ کرده و بر آستان فضل و کمال
او عاکف شده و رجال نامي که که هريک گوي سبقت را از اقران
خود ربوده و آثار و مثآرشان براي هميشه مورد توجه خاص و
عام بوده از محضر او برخواسته اند. معاريف ايشان
عبارتند از: ابوالفتح کراکچي و شيخ طوس و نجاشي و سلار
ديلمي و سيد مرتضي و رضي که در خصوص اين دو برادر بزرگوار
رويايي دارد که ذيلاً محض موقيعت اين شيخ جليل آورده مي
شود: شبي نامبرده در خواب ديد در مسجد کرخ بغداد نشسته
صديقه کبري(س) در حالي دست حسنين(ع) را گرفته بر او وارد
شده فرمود: اي شيخ به اين دو فرزند من علم فقه بياموز و
چون بيدار شد از اين خواب به حيرت افتاد که مقصود چيست؟ و
نتيجه آن به کجا منتهي خواهد شد؟ صبح در وقت معين به مسجد
مذبور رفت. فاطمه مادر سيد مرتضي و رضي دست دو فرزندش را
به دست گرفته بر او وارد شد درخواست کرد که دو فرزندش را
تحت تربيت خود قرار داده و علم فقه به آنها بياموزد. شيخ
از تعبير خوابش باخبر شد.
موقعيت علمي
شيخ مفيد در تمام فنون
معموله عصر، يد طولي و اطلاع وافي و کافي داشته و مخصوصا
در علم کلام و مناظره مهارتي به سزا داشته چنانکه او را
بزرگ متکلمان شيعه و رئيس آنها شمرده اند. مناظرات او
با عده اي از بزرگان اهل سنت مشهور است به ويپزه با قاضي
عبدالجبار معتزلي که چون عاجز از جواب وي شده او را به جاي
خود نشانيده و او را به عنوان مفيد شناخته و به(انت مفيد
حقاً) خطاب کرده و (عضد الدوله ديلمي) که از اين معني
باخبر شده براي اظهار قدرداني از مقام علمي وي يک غلام و
يک جبه و يک دستار و يک مرکب خاص با زين و لجام زرين و صد
دينار زر به وي بخشيد و قرار گذاشت روزي 10 من نان و 5 من
گوشت به حضار مجلس او که محض استفاده حاضر مي شوند داده
شود. و نيز هنگامي که با علي بن عيسي رماني مناظره کرد
و به او غالب شد و رماني از مايه علمي وي با خبر گرديد،
توصيه و تمجيدي که حاکي از مقام علمي و اهميت معظم له بوده
به استادش ابوعبدالله جعل نوشته و او را در نامه به مفيد
ملقب ساخته. مجملاً به اندازه اي در خذلان و بي چارگي اهل
سنت مي کوشيد که وقتي شيخ ابوالقاسم خفاف معروف به(ابن
النقيب) از رحلت او باخبر شد بي اندازه خوشحال گرديده
دستور داد خانه اش را تزئين کرده و آن روز را عيد گرفته و
به عنوان تهنيت و مبارک باد جلوس کرد و گفت: اينک مرگ برمن
گواراست و کسي که پس از درگذشت شيخ مفيد موفق شد که حائز
مقام او شود و با متکلمان سني مبارزه کند و آنها را منکوب
سازد(ابويعلي محمد بن حسن جعفر) است که به نوشته علامه،
خليفه شيخ مفيد و جانشين او و متکلم فقيه و حائز مقام فقه
وکلام بوده است.
مواريد هاي درياي
عشق(آثار و تاليفات او) شيخ مفيد حدود 200 کتاب و رساله در فنون مختلفه به ويژه
درعلم کلام و مناظره تاليف نموده و عده اي از آنها که از
گزند روزگار محفوظ مانده در دست اعلام شيعه و ارکان شيعه
بوده و از آنها استفاده مي کردند چنانچه مرحوم مجلسي در
هنگام تدوين مجلدات بحارالانوار 18 کتاب از کتب او را دارا
بوده و اسامي کتابها و رسائل نامبرده را نجاشي در رجال خود
متجاوز از 170 مجلد ياد کرده و از کتب او آنچه مشهور است
يکي ارشاد، ديگري اوائل المقالات، ديگري المجمل، ديگري
مسار الشيعه و يکي هم مقنعه در فقه اماميه و امثال اينها.
پيکي از وادي نور(توقيع
حضرت خجة(عج)) از جمله فضائل و امتيازات شيخ مفيد چند فقره
توقيع است که از ناحيه مقدسه حضرت ولي عصر(عج) بدين عنوان
صادر شده: (للاخ السديد و الولي الرشيد الشيخ المفيد
ابي عبدالله محمد بن محمد بن نعمان ادام الله اعزازه)
و ديگري(ايها اناصر للحق و الداعي اليه بکلمة الصدق)
علت صدور توقيع را قصص العلماء چنين نوشته: يکي از
روستاييان به حضور شيخ آمده سوال کرد: هرگاه زن آبستني که
بچه رحمش زنده باشد و خود آن زن بميرد ميتوان پهلوي آن زن
را شکافت و آن بچه را بيرون آورد يا او را بايد با همان
بچه دفن کرد؟ شيخ پباسخ داد او را با همان بچه دفن کنند.
آن مرد پذيرفته بيرون رفت و در راه سواري با کمال عجله خود
را به وي رسانيد که شيخ ميگويد: شکم مادر را شکافته و بچه
را بيرون آوريد، آنگاه زن را به خاک بسپاريد. نامبرده به
محل خود رفته و به دستور ثانوي عمل کرد پس از چندي شيخ را
از اين پيشامد اطلاع دادند، گفت: من کسي را به چنين کاري
مامور نداشتم و او حضرت ولي عصر(عج) بوده، الحال که در
فتاواي شرعيه خطا مي کنم ديگر فتوا نمي دهم به همين مناسبت
به خانه نشست و در فتوا را به روي خود بست تا آنکه توقيعي
به اين مضمون شرف يافت(بر شما لازم است فتوا بدهيد و بر ما
لازم است که شما را از خطا کاري نگهداري کنيم) شيخ بار
ديگر بر مسند فتوا نشست.
سال طلوع وغروب خورشيد
دلها
نجاشي مي نويسد معظم له در روز 11 ذيقعده سال 336 يا 338
متولد شده و در شب جمعه سوم ماه مبارک رمضان سال 413 در سن
77 سالگي يا 75 سالگي درگذشته و در ميدان اشنان بغداد با
آن بزرگي که داشته در عين حال به قدري شيعه و سني اجتماع
کرده که جا براي نماز گزاردن نمانده و در آن روز سيد مرتضي
علم الهدي بر جنازه او نماز گزارده و 80 هزار نفر بر پيکر
پاک او نماز گزاردند آنگاه جنازه او را به مقابر قريش نقل
داده و در پايين پاي حضرت موسي بن جعفر(ع) و نزديک قبر
استادش ابن قولويه مدفون ساختند. و گويند پس از آنکه
نامبرده را به خاک سپردند حضرت ولي عصر(عج) اين 3 بيت را
به خط مبارک خود بر روي قبراو مرقوم نمود:
لا صـــوت النـاعي بـفقدک
انـه يـوم علـي آل الـرسول عـظيم
انکنت قد غيبت في جدث
الثري فـالـعدل التـوحيد فــيک مـقيـم
والقــائـم المــهدي يــفرح
لکـمـا تليت عليک من الدروس علوم
افتخار مکاتبه شيخ مفيد
به نام خداوند بخشنده
مهربان اما بعد، سلام بر تو اي دوست با اخلاص در دين.
ويژگي تو اين است که در اعتماد به ما، علم و يقين داري،ئر
منظر تو خداوندي را که جز او خدايي نيست سپاس گذارده و از
او، درود و رحمت بر آقا و مولا و پيامبرمان حضرت محمد(ص) و
خاندان پاکش را خواستاريم. و تو را که پروردگار توفيقت
را براي ياري حق دوام بخشيد و پاداشت را به خاطر سخناني که
با صداقت از جانب ما مي گويي افزون گرداند، آگاه مي کنيم؛
به ما اجازه داده شد تو را به مکاتبه، شرافت و افتخار مي
دهيم و موظف مي کنيم آنچه را از ما دريافت مي کني به
دوستان ما که نزد تو مي باشند برساني. دوستاني که خداوند
به اطاعت خود گرامي شان بدارد و با حراست و عنايات خود
امورشان را کفايت بکند. پس به آنچه يادآور مي شوم متوجه و
آگاه باش که خداوند با ياريش تو را در برابر دشمنان که از
دين خارج شده اند تاييد بناميد و در رساندن و ابلاغ به
کساني مه به آنها اعتماد داري، طبق آنچه براي تو- اگر خدا
بخواهد- ترسيم و تعيين مي کنيم عمل نما.
توقيع و نامه مبارک امام زمان(عج) به شيخ مفيد
تاريخ صدور اين توقيع
و نامه مبارک ناحيه مقدس امام زمان(عج) به درستي مشخص و
معلوم نيست. اين نامه اي است به برادر راستگو و
درستکار و دوست مخلص ما، کسي که در راه ياري ما کوتاهي
نکرده و وفا را رعايت کرده است، خداوند تو را با ديد قدرتش
که هرگز به خواب نمي رود محافظت فرمايت. اي برادر با
اخلاص! آنچه ما به تو نوشته ايم بايد مستور و پوشيده باشد
و به غير از آنان که به حهت ايماني که به ما دارند و مورد
اعتماد ما هستند و سخنان ما موجب آسايش و آرامش خاطر آنها
مي شود فرد ديگري نبايد از مضمون اين نامه آگاه گردد، به
همه دوستان ما سفارش کن که به محتواي نامه ما با عنايت
خداوند عمل کنند.
نمونه اي از نامه هاي امام
زمان (عج)
آزار دهندگان امام عصر(عج): نادانان و کم خردان
شيعه و کساني که بال پشه از
دينداري آنان محکم تر است ما را مي آزارند. (قد اَذانا
جهلاءُ الشيعةِ و حمَقاوُهم، و من دينُهُ و جناح البعوضَةِ
ارجح مِنهُ)
فرجام کار: فرجام کار شيعيان- به
فضل احسان و نيکوکاري خداوند سبحان – تا ان زمان که از
گناهان دوري گزينند پسنديده و نيکو خواهد بود. (و
العاقبة- بجميل صنع الله سُبحانهُ – تکون حميدةٌ لهم
ماجتنبوا المنهي عنه مِنَ الذنُوبِ)
وقت ظهور:
ظهور فرج، بسته به اراده خداست وآنان که وقت تعيين مي کنند
دروغ مي گويند (و اما ظهور الفَرجِ، فانَّهُ الي الله
ئ کذب الوقاتونَ)
نماز: چه کرداري بهتر از
نماز، بيني شيطان را به خاک مي مالد؟ (فما ازغمَ انفَ
الشيطان شي افضل مِن الصلاةِ)
حق و باطل:
خداوند ابا دارد از اينکه حق را نا تمام گذارد و باطل را
از بين نبرد. (ابي الله عزَّ و جل للحقَّ الا اتماماً
و الباطلِ الا زهوقاً)
سخت شدن زمانه: زمانه
از کذشته سخت تر و دشوارتر شده است. (فانَّ الزمانَ
اصعبُ مِمّا کان)
|